حرف های خودمانی - انتخاب رشته یه رازه
وبلاگی برای گفتم و شنیدن واقعیات زندگی و تلاش برای رفع مشکلات آن

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 10 مرداد ماه سال 1386
انتخاب رشته یه رازه
سلام
سلام و تشکر از هر کسی که این متن را نمی خواند ! آری امروز می گویم نخوانید چیزهایی که می گویم .
مقدمه بالا یه شوخی نبود یه واقعیه یه اعتراف که دوست دارم کسی نشنوه ، دوست دارم نفهمید چرا ، چرا من ناکام بزرگ بودم در روزگار موفقیتم .
تعجب نکنید من همون مهدی ام هنوز خودمونی ام اما ، اما حالا که دستام رمقی نداره می نویسم به آرزو ها نه آرزو نه به خودم نرسیدم . منی که همه مطمئن به نتیجه گیریم بودن چرا نتیجه نگرفتم ( البته نباید بگ بی نتیجه بلکه خودم نبودم )
حالا که داری می خونی تا آخرش وایسا ...
اگه امسال کنکور دادی حتما تا آخرش وایسا ...

دوستای گلم ( رفتم سر پیشه اصلیم ) کنکور یه هدفه که رسیدن به اون نیازمند پیمودن یک سری راه هاست . همتون می دونید که کنکور در نظر همه ( همه نگم خیلی هابهتره ) یه قیفه که داخلش هم یه توری گذاشتن . توی قیف بودنش که فکر نمی کنم مشکلی داشته باشید اما اون توری بحث انتخاب رشته است . این موضوع به نظر من از خود جو کنکور و آزمون و نتیجه ( حتی نتیجه) مهمتره یعنی اینکه شما می تونید به نحوی انتخاب کنید که نتیجه بگیرید و دانشجو باشید و یا می تونید به خودتون یه بزرگی کاذب بدید و برخی مکان ها و رشته ها رو کوچک بشمارید . آره البته من این حق رو براتون محفوظ می ذارم که رشته هایی که علاقه ای بهشون ندارید رو انتخاب نکنید خوب این رو هر عقل نا فابریکی گواهی می ده و قبول داره اما موضوع بحث من این نیست ، موضوع اینه که بعضی مواقع بین بد و بدتر شما باید اول دنبال راه خوب برید اگه نشد بد رو انتخاب کنید . آره همه می گن تو این مواقع باید بد رو انتخاب کرد اما من می گم این اشتباس اگه دنبال راه دیگه نری بدون شک نسبت به راه درست بدتره رو انتخاب کردی ! آره یکم فکر کن و با خودت رو راست باش تو می تونی یه سال دیگه فشار درس و حساب و هندسه و جبر و زیست و مطالعات اجتماعی و اقتصاد و روانشناسی ناقص اطرافیان رو تحمل کنی ؟ سوال سختیه تا توی شرایط نباشی به هیج عنوان نمی تونی پاسخ بدی ( هر چند شما الان توی ذهنت جواب رو دادی ) نیاز به یه تجربه داره ، البته قبول دارم توی درس خوندن ، دوستان چند دسته اند : کسانی که سال گذشته رو عالی خوندن و بر اثر اتفاقات نتیجه دلخواه رو نگرفتند ، کسانی که متوسط مطالعه داشتند و قاعدتا به طور متوسط وارد دانشگاه و ایدال هاشون نمی شن و برخی افراد که ضعیف بودن یا اصلا نبودن. من توی دسته سوم دو گروه رو با هم آوردم که معتقدم بهتره باهم باشن چون اگه همه چیز عادی باشه اونا سال بعد هم موفق نمی شن ، اما گروه اول من توصیه می کنم اگه معیار مناسبی رو در امسال می بینن و در واقع رشته و شهری مناسب تر از هیچی می بینند انتخاب کنند و امسال دانشجو بشن . اما گروه دوم من معتقدم ( چون خودم بینشون بودم ) این افراد به طور معمول سال آینده نتیجه ی به نسبت ضعیف تری نسبت به خودشان می گیرند لذا توصیه اکثر عقلا به اینه که این دوستان هر جور شده خودشون رو به دانشگاه ها بچسبونن ( چقدر فجیع گفتم ) یعنی با انتخاب رشته معقول ، شرایط رو برای حضورشون بین دانشجویان محیا کنند . اما من تو این صحبتام یه چیز رو گفتم و اون هم لزوم انتخاب رشته جانب گرایانه بود یعنی اینکه ...
دیگه معنی کردن یعنی نوشتن حداقل 20 سطر دیگه
دوستای گلم ، علاقه مندان به خود بیایید شعار من را به کار نبندیم شعاری که تبدیل به تکه کلامی شده بود در میان کام های من و عاملی برای ساطع کردن امواج نا مثبت ( نه منفی ) به خود و اطرافیان و اون شعار کذایی چیزی جز عبارت زیر نبود که در عین سادگی بسیار پخته و کامل و معنایی بود و از اصول روانشناسی و سیاست و غیره پیروی می کرد.
شعار من در جواب حالت چطوره این بود :

زنده ام اما زندگی بحث دیگری است
ودر واقع کاملش اینه که :
ما هممون زنده ایم اما زندگی نمی کنیم
حالا تا پست بعدی که راجع به این شعاره فکر کنیدو ببینید چقدر باهاش موافقید ؟ باور کنید اگر بحث زندگی که تا 4 روز دیگه بهش خواهم پرداخت رو حل کنید ،

زنده بودنتون تنها در گرو زندگیتان خواهد بود اگر و تنها اگر بخواید

پس بازم مثل همیشه

بای تا های